عجب روزگارِ تلخی؛

در این وانفساه هر کس، سازِ خودش را کوک می کند

اینجا میهمان پذیرِ سگ ها و گربه هاست

برای گفتنِ یک حرف باید درد کشید و سوخت

"" باد هم حالِ خوشی ندارد

خاکسترم را در صورتم تُف می کند ""

منوال چپ است و گیج در گیج

- من فاتحه خوانِ فتوحاتِ غیرم -

غیور که باشی می دانی نسل من، نسلِ مرگ است

نسل درد است، نسل عقده های خفته است

""" واق و واق و شکلکِ گربه ها، نفرین شیطان نیست """

نفرین خوب است و خوبی ست.