جامه یی دیرین

خسته ام از این نفرین؛

خدایا مرگ آسان است یا زندگی؟

صدایی خزنده از ناکجا گویدم:

""" زندگی """

وهم، همه ی شعبده ی دهر وهم بود؛

با پلاکی از جنگ برگشته؛

به نام مرگ و به یادِ زندگی

آخرین نفس های خود را به سلامتی شیطان می نوشد

""" انسان، انسان، بیچاره است. """