کلاس آخر

یک کلاس مانده است و آن آخرین نگاه خداوند است.

عاشقانه

نتیجه تصویری برای عشق

به غزل های ناشتا دلخوشم؛

""" کمتر کسی را می شناسم که این چنین، عاشقانه ی نگاهت را دوست داشته باشد؛ """

عزیزم، یک دل است و یک نگاه،

مراقبِ تَرک های بعد از پرتاب باش!

تصویر مرتبط

بانو

""" بانو با من سادگی کن!

قربانِ نگاهت

قربانِ خنده ات

با من کمی سادگی کن!

در این دنیای رنگارنگ همه رنگ و فریب اند؛

تو یک رنگ باش، تو ساده باش، ساده باش... """

نقاش

""" نقاشِ آرزوها چه کم از بیشه ی عشق تو دارد؛

که این چنین،

مغرورانه همچو کبَک می خرامی

                                           و بر تمنّایَش خطِّ بُطلان می کشی! """

نتیجه تصویری برای نقاش آرزو

سایه

برای بارِ اوّل که دیدمَش، دلم لرزید؛

بی اختیار به دنبالِ ردِّ پایَش رفتم،

"" بیشتر دلم لرزید؛ ""

قدم هایم را با قدم هایَش یکی کردم،

""" سایه اش شدم؛

نگاهی به من کرد، گفت:

من از سایه بیزارم. """

نتیجه تصویری برای سایه دختر

مستانه

""" ای مستانه ی دلفریبم!

به خواب سی سالگی ام بیا!

من، تو را گم کرده ام

ای وای من، تو را فراموش کرده ام! """

""" در این شهرِ بی تپش، آنچه می تپد خونی است بدون عشق؛

رنگ ها باخت، دل ها مُرد

و من تو را چشم به راهم در خوابِ مرگ؛ """

""" من، تو را دوست دارم ای فرزندِ نافرجامِ زندگی!

و چه ها با تو خواهم گفت، و چه ها با تو خواهم گریست و چه ها سفرها با تو خواهم کرد؛ """

 من بیدارم ای مرگ، ای مستانه ی شیرینم! """

نتیجه تصویری برای مرد تنها

مناجات


""" در این مناجات

کدام گریه، کدام  آبرو را پیشَت بَرم!

روسیاهم خدا؛

من حتّی در قدم اوّلِ عاشقی هم لنگ می زنم

کدام عاشقی، کدام خیالِ باطل! """

نتیجه تصویری برای مناجات


نفت فروش

می گویند، سالی که نکوست از بهارش پیداست؛

گرانی بیداد می کند """

""" بی دینی هم بیداد می کند؛

زن را حجاب خدا بود و خدا حجاب بود

""" من افسانه سرا نیستم، من خیابان گَردِ خاطراتِ بِکرم؛ """

آدمِ خسته یا سر به بیابان می گیرد و یا خودکُشی می کند؛

در این حالت، جنگ واجب است و خودفروشی حرام؛

""" جنگ قبایل به کنار، جنگ پستان از عجایب است؛"""

روزگار بدیست، ناموسِ کاغذی هم معضلیست؛ 

- منظور اسکناس است -

آدمی را غیرت خدا بود و خدا غیرت بود؛

این چه جنگیست، ای آدم، حاصلِ این جنگ چیست؟ """ 

باید به نام تمام گمنامان تاریخ قیام کرد، خاطره گفت و خاطره شنید؛

""" .و من در صحرای خوزستان نفت می فروشم و افتخار می کنم نفت فروشم، نفت فروش

 

سال، من، وطن و جنگ

سالِ جدید است و سالِ عاشقی

سالِ خرهای ناز و سگ های دُم کوتاه؛

سالِ روبان، سالِ کلنگ؛

سالِ ترامپ، سالِ سوریه، سالِ غازهای وحشی؛

جنگ است، فدای چشم و ریشِ ماهت، جنگ است؛

"""" من جوانی از تبارِ جنگ های چریکی ام؛

زنده باد وطن، زنده باد من! """"

نتیجه تصویری برای سال جدید

خاک

امروز باغ اجاره است؛

""" ما با تیله ها حال می کنیم؛

حالی به حالی شدیم تا بزرگ شدیم؛ """

این بازار کنایه های ناب دارد؛

رقاصه ها یک طرف، داش مشتی ها یک طرف، جاهلِ سرِ جالیز هم یک طرف؛

من هم در خاطراتِ سینمایی ام، فیلمِ شاهی دیده ام؛

""" لعنت به پیک های پی در پی، لعنت به بابا کرم های بی پی!

جامِ زهر است، بنوش، زن است و آئین به بخاری؛ """

زیبا بود آنچه می پنداشتیم،

من در خاطراتم به جنگ می روم و به خاکِ خوزستان می رسم

و سکوت بهترین نشانه ی رستگاریست:

الله اکبر.

ترانه ها

""" گوشی به کنار و دردی به جان؛ """

خاطره ها، خاطره ها، خاطره ها!

کمانِ چشمی بود که تیرِ عشق پرتاب می کرد؛

"" آن نگاهِ عاشقانه مُرد و آن عشق در گورِ سنگی زمان مدفون شده است؛ ""

و من مانده ام با کوله باری از اشک و نفرین و نفرین و نفرین؛

وای چه خاک غریبی!

ترانه های دیروز، دیگر باکری نیستند.

تصویر مرتبط

خوزستان آرزوها

""" بالای خانه نشسته ام؛

نگاه به آسمان می کنم؛

می بارد، امّا نه باران

خاک، خاک، خاک و همچنان خاک؛

این خوزستان، خوزستانِ آرزوها نبود. """

نتیجه تصویری برای خوزستان غبارآلود

عروس شده بود.

در روزگاری نه چندان دور؛

یکی بود، یکی نبود؛

غیر از خدا هیچ کس نبود؛

 در جنگلی دور یک کلبه بود؛

در آن کلبه یک الاغی بود که با خواهرش زندگی می کرد؛

یک روز صبح الاغ قصه ی ما به شهر رفت؛

""" عصر شد الاغ برنگشت، شب شد، الاغ برنگشت؛

- خواهر در کلبه منتظرِ برادر بود؛ -

یک روز شد، دو روز شد، سه روز شد، یک ماه شد، یک سال شد، بعدِ شصت سال الاغ برگشت؛

خواهر عروس شده بود و عروس داده بود و عروس گرفته بود و مرده بود؛ """

حکایت برجام و تُف سربالا.

 

ازدواج

گفتند:

ازدواج کن!

ازدواج کردم

""" هر روز غُر غُر می کند

و من هر روز عاشقش می شوم """

زندگی رسمِ ناخوشایندی دارد؛

گاه سیلی ات می زند، گاه شاباشَت می دهد

و من به هر دو رفتارَش راضی ام.

با تو

به خواب های گران

و به دریاهای بی کران، سوگند یاد می کنم

دوست دارم با تو باشم و با تو، تو باشم.

خودی ها

در این دنیایِ تخته ای،

من شلنگ تخته....

من فراری نیستم؛

سهمم از عدالت شد:

بیست و دو شش هزار تومان،

بعضی از همسایه ها شد، صفر تومان،

""" زنده باد خرما!

زنده باد همبرگر!

زنده باد خیار شور! """

من آن خاکم که روزی چمران و جهان آرا بر آن قدم زدند و آسمانی شدند؛

من دلم خون است؛

دل که خون باشد، استخوان تومانی به کارش نمی آید

""" مداراس آهنگ و رقص درس می دهند

مجلس قایم باشک بازی می کند

و چلچراغِ وطن هر روز ریشش را سیاه و سفید می کند

مسئله ی آقای رئیس جمهور ریش است و پاچه های هنرمندِ سینما؛ """

در این سفر، من توشه ام "" یک پیاله شیر است که آن را به سید علی "" بخشیده ام

ما مردم همان چاهیم که علی (ع) اسرارِ نهانش را در آن می گفت،

و چه دلِ خونی دارد چاه از خودی ها، از خودی ها، از خودی ها.

 

بشر و زندگی

جهنم چیست؟

""" ما به دروغ هایمان مبتلاییم

دروغ می گوییم و زندگی می کنیم

حاصل دسترنجِ بشر چه شد؟ """

دروغ.

ایران، تمام آرزوها

زنده باد مردِ خدا که عشقش خداست؛

""" زمزم گر ز پای اسماعیل جاریست

ابراهیمِ خرابات ما سیّد علیست """

نورِ چشمِ من، من مردمم، مباد به تنهایی، مباد به تنهایی!

جهان در آرزوی چیستی؟

""" تمام آرزوها شد، ایران

تمام آرزوها شد، ایران """


گندم ها

عزیزم خجالت می کشم!

« روزی روزگاری من خرِ تو بودم »

من پالانم را گم کرده ام؛

طویله هم جای بدی نبود؛

یادش به خیر، مَش حسن!

یادش به خیر، قُدسی خانوم!

اینجا گندم ها زود به فروش می رسند

آری،

گندم ها زود به فروش می رسند.

خداوند

""" قرار است به کوری چشمِ دشمن، یارانه صد هزار تومان شود؛ """

خدا را شکر،

ولیِّ نعمت خداوند است نه آدمی.

لاله

فلک به کج نازی های ات ساخته ام!

مدارا می کنم با غمزه های کاری ات

عمر من همان آبی است که معشوق بر کف نهاد و بر زمین ریخت؛

گوشوارِ زمان چه می داند من کیستم؛

""" من همان زمینم که لاله روی شهیرم. """

وهم

جامه یی دیرین

خسته ام از این نفرین؛

خدایا مرگ آسان است یا زندگی؟

صدایی خزنده از ناکجا گویدم:

""" زندگی """

وهم، همه ی شعبده ی دهر وهم بود؛

با پلاکی از جنگ برگشته؛

به نام مرگ و به یادِ زندگی

آخرین نفس های خود را به سلامتی شیطان می نوشد

""" انسان، انسان، بیچاره است. """

بهارِ سگی

چند سال پیش سگ باز بود؛

سوسن خانه نیست

اسم سگَش سوسن بود؛

"" گل که از رونق بیافتد، سگ گرمی بازار می شود ""

بوهایی به مشام می رسد، فکر کج، کردارِ کج می آورد؛

درِ گوشی عرض می کنم که کسی نشنود:

مجلس منچ بازی می کند

کابینه هم گرگم به هوا؛

هوای منو داشتی؟

بله، زنجیرتو هم بافتم!

اینجا به وقت ما زمستان است

به وقتِ شما بهار

یادم رفت بگویم، بهار هم، سگِ خوبی بود.

قدیم و جدید

به مدحِ قدیم

و به مدحِ جدید دلخوش نیستم

من این روزها با باسم کربلائی خوشحالم

""" خوش بحال من که خوشحالم. """

نم نم

عرض شد؛

عاشق باید شد

و من عاشق شدم

""" نگاه به آسمان...

می بارید... """

این نم نم گونه هایم را تر می کند

معشوق به ریشم می خندد.

هیچ

،تو که داشته هایت هیچ است و ورق هایت بی شمار

ثبت است در دفترِ خاطراتم هیچ در هیچت؛

""" .تَکِ اوّل، دلِ من بود که قربانی نگاهت شد """ 

مدت ها

!نورِ دو دیده

اینجا بیغوله است؛

،بعد از مدّت ها حرف

.آجرِ مسجد هم طرفی از خدا نبَست


بیغوله : ویرانه 

دل تنگی

دلم تنگ شده است؛

یادش به خیر!

آن روز.

طلوع

تسبیح به دست می خواهم ذکرِ یا حسین(ع) بگویم؛

سلام بر حسین(ع) و سلام بر یارانش؛

خورشید، روز طلوع می کند و ماه درشب؛

 اینجا کربلاست، خورشید و ماه با هم طلوع می کنند؛

دستی به آسمان، دستی به زمین،

""" یا رب این محشرِ عُظما چیست که در کرب و بلا نمایان است؟ """

 

عباس(ع)

""" و فرات

اگر می دانست

روزی می آید

که عباس،

تمام هستی اش را به سُخره می گیرد؛

هرگز

برای خود تاریخی ثبت نمی کرد. """

خارجی

بسم الله الرحمن الرحیم

""من به خارج نرفته ام

امّا خارجی ام؛ ""

دولتِ هویجی ساختارِ دوگانه سوز دارد؛

مجلسِ عبدالباسطی احتیاج به قاری دست دوم ندارد؛

مُستَعمَلِجاتِ وطن، کیکِ هلو یُخت می کند:

بله نازی جون، کتی جون و اخیراً هم فدری جون؛

- عارضِ حَضرات نباید شد -

"" اینجا همه فشنگ فروش اند

البته باروتی نه، باروت خود سوز است

مشق می کنند و مشقی می فروشند ""

"" به هر حال باید با جریان آب شنا کرد

و من و ما، شناگرانِ ماهری هستیم.""

یا حسین(ع)

من در باغِ حقایق،

مانند آن طوطی که به تکرار اُفتاده است

نام تو را تکرار می کنم؛

یا حسین، یا حسین، یا حسین(ع)

دستِ خودم نیست،

آموزگارِ کون و مکان گویدم، بگو:

یا حسین، یا حسین، یا حسین

غارِ حرا و تاریکی شب،

جبرئیل گوید:

ای محمد(ص) بخوان بر مصیبتِ عُظما:

یا حسین، یا حسین، یا حسین

سفرها بسیار باید،

از مدینه تا کربلا،

ذکر هر قدم، ریگِ بیابان گوید:

یا حسین، یا حسین، یا حسین

دردمندی این چنین،

فغان از چاه برکشد

سکوت علی(ع) هر لحظه گوید:

یا حسین، یا حسین، یا حسین

زمینی ها

""" عزیزم

و چه حقیر است زمین زیر قدم های تو

وقتی راه می روی

و به تمام زمینی ها اَخم می کنی."""

پیام

با دلی گرم و مملو از عشق به تو پیام می دهم:

همسرِ عزیزم دوستت دارم.

رسوایی

""" در گذرِ زمان،

اَفکارمان جنازه ای شده اند

که روزگارِ فرتوت،

مُهرِ تکدیگری بر جبینِ آنها حک می کند

و دروغی عقیم بر شاهرگِ حیاتشان می کشد،

این نفرینِ دیر هنگام،

سلوکش، رسوایی شیطان است. """

دستفروش

دست به دست می کرد

اَسب فروش را با قاطرِ همسایه چکار؟

ماشین دودی،

تعویض روغنیِ آقای جنابتان را تُف باران می کند

لعنت بر سگِ دون پایه شان

درهمی را با دلار هرزه گردِ یانکی چکار؟

تا بوده همین بوده

شلاق بر ماتحت منِ بدبخت فرود ناغافل می کند

این سَبیل من درآوردی،

جیحونِ کدام منطقه است؟

آیا خبر از مهاجرت انصار دارید؟

پیامبران را بر چوبه ی دار می کنند

نسناسان را خبر کنید

که اَربابانِ طرب، بیاتِ تُرک، در تار می کنند

غمزه ی زُناری با مُصحَف ابراهیمی چکار؟

زنگی به صدا در آمد

که ای یاران اینجا چه خوب شهیدان را خروار می کنند

در عجبم که پیر خرابات چرا پرده راز بر نمی کشد؟

این گول بچگان تا کی با اَحکام خدا کج رفتار می کنند؟

خبر دهید،

که طفلِ نو رَس بغدادی در شامات زمین گیر شده است!

زنده باد، سلیمانِ زمان که قاسمش می نامند!

نه آن سلیمان که بعدِ محشرِ عُظما توّاب شد.

ای برادران! مدافعِ زینب را با توبه چکار؟

الفرار الفرار تعجیل در صلوات است؛

منکوب خدایی را با اَجل کبریایی چکار؟

دم نوشِ عزرائیل می کشم

گاهی هم تنبور به ماتحتِ اسرائیل می کشم

بوقِ شیپوری ام خدادادی است

مهوشی، پریوشی، پریدختی، خبر کنید!

من قر بدهم، آن ها به تماشا

کارتر را با من کاسه لیس چکار؟

بیایید تا مجلس خودمانی است

کمی خوش رقصی کنیم

در عجبم دستفروشِ اِنقلابی را با صُلح برجامی چکار؟

زنده باد، عرش ملکوتی ات ای شهید حرم!

منشور حقوق بشر تویی!

نه آن اَمید دارنِ بی اَصل و نسب

گوشه چشمی ای شهید مظلوم کربلا!

ای مسلم ای زهیر ای سعید ای وهب!

برادران مدافعم را دریابید که اینجا چه خوب با آمریکا دیدار می کنند.

آدم


""" آدمی چقدر طمع کار است،

هم در خوبی افراط می کند و هم در بدی؛

آدمِ میانه رو نداریم. """


موش، انگلیس و خروس

جنگ چیست؟

مادرم خاطراتِ خوبی از جنگ دارد

من جنگی نیستم،

خروس هایم را چند سال پیش فروختم.

- قیل و قالِ روزانه،

واژگان بِکر کمند،

چه کنم، هم مکتبی من، گاوِ نُه مَن شیر است

گوساله بزرگ کردن کارِ حَضرتِ فیل است -

""اِلتقاطِ معنا نشود،""

جنگ، اصول ایذایی می طلبد، نه جُفتک پرانی های مَن درآوردی آبادی های دور؛

- به هر حال آفتابه را نقد می فروشند نه نسیه

این دو زرده کردن نه شرطِ عقل است نه شرطِ دلدادگی -

""مُشارالیه  تنوّعِ مزاج دارد""

ما که خر نداریم تا که یاسین بخوانیم، هر چه داریم غولی است بدون چراغ؛

""علاءالدین سال ها وراُفتاده،""

عجب خبر نداشتم؟ بعضی مرده ها به غسّال خانه نمی روند؛

- گوشه چشمی به اَجانب، گوشه چشمی به خدا -

غمزه های کاری، قزمه های قاجاری؛

""اُتور خان بیدار باشِ تاریخ می زند""

موش های انگلیسی به فکرِ خوردنِ طنابند.

آغاز

با دست های ناتوان و پاهای بی رمق در گوشه ای از دنیا نشسته ام؛

خواب می بینم، خوابِ تولّد، خوابِ آغاز می بینم؛

""" خوابِ بیست و نُه سال بردگی، خوابِ تجسّم روح در زندانِ زندگی؛ """

من کودکی گریان از قبیله ی فراموش کاران هستم

""" و چه نقشی می گیرد خورشید از زمین در روزِ انتقام؛

و چه غریب است نگاهِ زمین به سیمای فرتوت من! """

من خوابِ آغاز می بینم، آن سراب چیست  که در نگاهِ من محو می شود؟

نه اسطوره ای، نه افسانه ای همه در خواب، خواب می بینند؛

کجا، کجا باید به گور آرمید؟

""" این رویاها، این جوانان ناکام، """

من با چشمانی کور در گوشه ای از دنیا نشسته ام و به مرگ می نگرم؛

""" مرگ، مرگ، مرگ ، آغازِ تولّدهاست. """

دو خدا

""" فصل ها همچون عمر من می گذرند؛ """

نه از زمان چیزی فهمیده ام و نه از فصل ها توشه ای برگرفته ام؛

من بین زمین و آسمان به دو خدا می نگرم؛

خدای من یا خدای فصل ها.


صدا

صدایی مبهم گویدم:

"""  آه بس کن

خسته ام کردی از بس که نالیدی! """

: """ آه ای صدا!

من جغدی شوم در طالع زمانم؛

بیا با من بنال

که اینجا رَستخیزِ مردگان است. """

آرزو

ای دل!

نفرینت کنم یا شاباشَت دهم

نیست نیست آن آرزو که در جاده ها گم شد

"" لعنت بر تو ای دل

که گاه و بی گاه مرا مسافر زمانم می کنی """

ای دل 

در کدام زندگی، آن یگانه آرزو را بجویم؟

۱ ۲ ۳ . . . ۸ ۹ ۱۰
آخرین نظرات
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث تر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوندها
Designed By Erfan Powered by Bayan