سگش می اَرزید،

بخریدش!

کاهلی و این همه التماس؛

تنبانی در هوا چرخید

به منقارِ کرکسش چسباندمش؛

چُرتکِ پاره به نقد وصول شد

لعنت به نرخِ روز آمد

زَنَک، خطِّ سینه معامله می کرد

مردکی آن سو پاشنه در هوا می چرخاند؛

جماعت با آدابِ تمام آمد

سین و شینش گیج می زد

حکایت در سنگ می خواباند

اراده های ناب می فروخت

با خدایش نانِ وقتی چُرتَک می زد

زهِ طرب در گور می بست

آخرت در کادو می کرد

"" بخشِ شورشی به جوش آمد

زارعِ بی نوا بی لوا شد

در گفقنِ یک برگ، بی خدا شد. ""

 

فرمودند، ریشش یک مَن،

بتراشیدش!

اصلاحاتِ دینی و این همه آشوب؛

خمیرِکی در یاقوت پیچید

تشتکی در پتو  کوچید

شباویز سوی شکر آمد

شکر، کنیزک  با خسرو دوشید

دوغ و دوشاب هماهنگ خزید

صلاةِ ظهر در کوس شد

وَجَناتِ سپهر رَج شد

خُرناسه ی دهر مَد شد

نالشی از دونگ می بافت

سُرمه در کارِ پیرزن می انداخت

از گفت و شنود، عزرائیل در تابوب شد.

 

دزد است،

دست قطع کنیدش!

معروفِ خدایی و این همه الحاح؛

پروانکی به هوا داد

پوزکی از کیسه فروخت

یورتمه در کارِ گیتی کرد

سیاست در هوا باد کرد؛

مویزِ هفت ملّت ناباب آمد

شلوارک تحفه می داد

"" خواست خورشید به دار کند

جماعت هشتی کشیدند

خود به دار شد؛ ""

رقص در ضمیر آمد

مردکی رونوشت از جهان برمی داشت

فتح و ظفر چیست؟

نوش در نوش

افعینه ی در پوش

خاک در دهانش کردم؛

"" سوره به نیاز آمد

دوشیزگان همه تنبکِ حیا زدند. ""

 

یکی بود، یکی نیود،

تعریف کُنیدَش!

داستانِ آدم و این همه کلیشه ای

 زور در بازو کرد

قُراضه شیری در مصاف آمد

ماه به پشمینه شد

بچه روبهی طلعتِ منیره شد

با عرضِ معذرت،

 بحرِ خواب طویله شد.