به قولِ یزدی ها؛

""" من با او جنگ نداشتم

امّا جنگی آمده بود """

مُدام تکرار می کرد،

""" آمده ام حقم را بگیرم """

گفتم:

کدام حق؟

گفت:

آغوشِ تو.