تو که راحت حرف هایت را می گویی

عاشقانه هایت را در گوشِ هر کس که بخواهی، می خوانی

من مشکل دارم!

مشکلم مادر زادیست؛

عزیزِ من!

قصه ی دو ناگفته در دلم غمباد می شود:

""" وقتی که مرا دیدی

و وقتی که مرا از یاد بُردی """

کجا می توانم

خاطرات مُرده ام را بیدار کنم؟

تو بگو!

کجا می توانم حرف های عاشقانه ات را بنویسم؟

عزیزم!

""" ذرّه ذرّه ی این آدمِ خاکی تشنه ی توست

بیا دوباره مرا ببین، شاید عاشقانه ای دیگر نوشتیم. """