برای گفتنِ بعضی حرف ها باید صبر کرد؛

بستگی به حرف دارد؛

آدم اگر حرفِ امروز را نگوید و حرف دیروز و یا فردا را بگوید، ضرر کرده است؛

باید گفت و باید خوب گفت؛

من با کسی دوست نیستم و با کسی هم دشمن نیستم؛

""" من حزبِ کفِ پا هستم؛ """

مردم چه می داند حزب چیست و یا حکومت چیست؟

فکر کنم باید با جاروی همسایه پرید؛

شاید خجالت می کشد؛

آخر فیلم خدیجه و سمانه به دست مردم رسیده است؛

""" آقای مجلس کمی با خدا باش!

آش ماش، بیرون باش، مواظب خودت باش """

گاهی در خرید روزانه، مرد منشوری می شود، زن، قانونی؛

وقتی زندگی های مستقل باب شد، اصالت هم نایاب شد؛

حرف امروز را کسی نمی گوید، همه حقوق بگیر دولت اند می ترسند اخراجشان کنند؛

امان از این مال که فتنه است، حرف حق را می گویی، می گویند سیاست ندارد؛

""" باید سیاست بازی های غربی را به غرب بسپاریم، باید رییس جمهور بازی را به غرب بسپاریم؛ """

اینجا دلیست که دل تنگِ کربلاست؛

فیلم ساخته اند، در سینمای ابتذال پخش می کنند، عاشقانه های سگ بازی را؛

من گاهی با نمازم ریا می کنم تا ربا کنم، تجارتِ خوبی نیست؛

- وقتی نماینده ی ملّت، برای عکس گرفتن با زنِ نامحرم از خود بی خود است -

وقتی باکری نیست، وقتی زین الدین نیست، وقتی جهان آرا نیست، وقتی همت نیست، وقتی صیاد نیست، وقتی..

زندگی های تختِ خوابی، زندگی های لمسی، ننگ بر این زندگی که ما می کنیم

من قانعم به یک طلوعِ خورشید،

در دشتِ نینوا  زینب (س) را می بینم، جویای حالِ عباس است

غیرت را یک نام است و آن عباس است.