خروسی باید رقصید

نپرسید چرا؛

- چون نمی گویم-

در این بلبشو، داماد خر است، ملّت هم خر است

- زرنگ که باشی می دانی مهمانی کجا است -

طبقه ی همکف تریاک فروشی زده اند

من روستا نشینم، آپارتمانی نیستم

- هنوز وقتی به گذشته فکر می کنم با خاک و توپِ پلاستیکی جمله می نویسم

یادش به خیر، شرط بندی فوتبالمان، آخر به دزدی توپ اَنجامید -

من دو سه تا مرغ خریده ام، می خواهم مرغداری بزنم

زنده باد مرغ و زنده باد خروس و زنده باد خر؛

عزیزم بیا برقصیم، بیا خروسی برقصیم.