باری به هر جهت، گوشی به دست عازمم

گاه و بی گاه دلم تنگ می شود؛

- مرغِ همسایه را دزدیده ام -

گوشتِ سگ نذری ماهانه است

- مطرب خبر کرده اند

خانوم گوگوش قرآن خوانِ مجلس است؛

فاتحه که می فرستم نام میّت را نمی گویم

"""عرض شد خاک بر سرِ عاقلتان"""

دفتر نسیه سال نامه ی خروس است؛

کج که می روم خدا صافم می کند

غلتکِ رحمت، بودجه ی دولتی نیست

- طفلِ برجام، تف سر بالاست -

من تخمِ فروشم، امّا دو زده فروش نیستم

من سیب زمینی آب پز می کنم و با نانِ خدا می خورم.