جنگ چیست؟

مادرم خاطراتِ خوبی از جنگ دارد

من جنگی نیستم،

خروس هایم را چند سال پیش فروختم.

- قیل و قالِ روزانه،

واژگان بِکر کمند،

چه کنم، هم مکتبی من، گاوِ نُه مَن شیر است

گوساله بزرگ کردن کارِ حَضرتِ فیل است -

""اِلتقاطِ معنا نشود،""

جنگ، اصول ایذایی می طلبد، نه جُفتک پرانی های مَن درآوردی آبادی های دور؛

- به هر حال آفتابه را نقد می فروشند نه نسیه

این دو زرده کردن نه شرطِ عقل است نه شرطِ دلدادگی -

""مُشارالیه  تنوّعِ مزاج دارد""

ما که خر نداریم تا که یاسین بخوانیم، هر چه داریم غولی است بدون چراغ؛

""علاءالدین سال ها وراُفتاده،""

عجب خبر نداشتم؟ بعضی مرده ها به غسّال خانه نمی روند؛

- گوشه چشمی به اَجانب، گوشه چشمی به خدا -

غمزه های کاری، قزمه های قاجاری؛

""اُتور خان بیدار باشِ تاریخ می زند""

موش های انگلیسی به فکرِ خوردنِ طنابند.